
دیروز صبح هیچ مردی نگران سر خوردن من روی برف های یخ زده نبود.... نه پدری، نه همسری، نه نامزدی، نه دوست پسری، نه مجنونی، نه عاشق دلخسته و سینه چاکی، نه... هیچ مردی دلنگران راه رفتن من روی برف های یخ زده و لیز خوردنم نبود! هیچ مردی منتظر خبر سلامت رسیدنم به محل مورد نظرم نبود! . . . سلامتی همه مادرا اصن(شدیدا :دی) ...
ادامه مطلب
سال دوم دبیرستان، طی یه اتفاقاتی، با بعضی جشن های ایران باستان آشنا شدم. یلدا و مهرگان و ... این وسط سپندارمذگان (چون معادل غربیش وجود داشت و برام آشنابود) بیشتر جذبم کرد. بیست و نه بهمن اون سال، واسه اینکه دوستامو با روز عشق ایرانی آشنا کنم و جلوی غرب زدگی رو بگیرم برای ادد لیست مسنجر و کانتکتهای موبایلم فرستادم: Happy Espandegan!! پاوبلاگی١: این حماقت بزرگ که فکر میکردم یه نفری میتونم دنیا رو نجات بدم و فرهنگ رو عوض کنم و جلوی غرب زدگی رو بگیرم و ... در من وجود داشت!! نخندین!! ولی هنوز هم گاهی دچار این احساس میشم :| پاوبلاگی٢: خیلی شعار گونه س؛ ولی جشنهای باستان...
ادامه مطلب