خرید بک لینک

درباره سایت

تب و تاب انسی

امکانات وب

اوایل که رسیده بودیم، هر شب و هر شب کابوسِ راه میدیدم.

یا وطن بودم و دنبال راه اومدن میگشتم، یا ترکیه گیر کرده بودیم، یا آلمان... گیر کرده بودم و دنبال راه فرار بودم و پیدا نمیکردم.

چند بار هم کابوس دیدم رفتم دنبال کیف لوازم آرایشم و چترم، بابا گیرم انداخته :)) بدترین کابوس های عمرم.

یک ماهی به این منوال گذاشت، تا کم کم اوضاع بهتر شد...

چند شبه این کابوس های لعنتی برگشته باز :(

پریشب خواب دیدم با یه بچه کوچولو که نمیدونم کی بود، میخواشتم برم کانادا. طرف پولمونو خورده بود، عمه غر میزد چرا نمیای، خودم ترسیده بودم و میخواستم سریعتر برم... یه وضعی خلاصه.....

دیشب هم خواب دیدم با خاله بزرگه میخوای بیایم همینجا :(

چند روز بود معطل شده بودیم، بلیط واسه ترکیه نبود، منیژه میخواست بلیط بگیره. اونم نمیدونم چرا از من بدش میومد، از لج من هی بلیط نمیگرفت. دیگه قاطی کردم گفتم من میخوام برم، منیژه مسخره مون کرده... که یهو یه بلیط جور شد و یه مرده دو تا بلیط آورد جلو در خونه مامان جون اینا. آقاجون صدام کرد بیا بلیط ها رو امضا کن بگیر :((((

کابوس گندی بود. یه بار شش صبح از خواب پریدم.

یه بار ۹:۰۷ دقیقه، دوباره حدود بیست دقیقه ای خوابیدم، بیدار شدم ساعت ۹:۱۳ دقیقه بود :/

کاش این کابوس های گند تموم شن :(((

الآنم گشنه و خسته و داغون منتظرم ساعت ۱۲شه، حاضر شم برم کالج :((

برچسب: 1975,1970 dodge charger,1970 chevelle,1972 olympics,1970 camaro,1976 olympics,1970 dodge challenger,1970 mustang,1970 quarter,1979, نویسنده: آرین کریمیان تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 9:53

صفحه بندی