
درست نمیدونم آدما از کی شروع به عوض شدن میکنن؛ ولی میدونم از یه جایی به بعد، آدما عوض میشن. منی که همیشه ی خدا از اولین روز دی ماه جشن میگرفتم که "آخ جون.... بهار داره نزدیک میشه و فقط سه ماه و بیست و هشت روز با تولدم فاصله دارم " الآن در آستانه ی اسفند، عین خیالم هم نیست رفت و آمد فصل ها و ماهها و رسیدن فروردین دوست داشتنی ام. منی که اگه یه نفر روز تولدم رو فراموش میکرد، تا یک هفته بعدش عزا میگرفتم؛ الآن خودم به زووووور روز تولدم رو تو خاطرم نگه میدارم! خواننده های وب قبلی(که خوشبختانه-یا متاسفانه- اینجا رو نمی خونن) این عوض شدن من رو به چشم دیدن!! افرادی که...
ادامه مطلب